درباره نویسنده
سید علی
چند ساعتی بعد از کنکور بود. ذهنم مشوش بود. اعتراضات 88 درجریان بود. اینجا نوشتم: سبزم. اصفهانیم. حالا می گم: دانشجویم. اصفهانیم. سبز الاهیم. ایستاده ام همچنان
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
مطالب اخیر
  • مینیمال؛ آفت یا مزیت
  • نشریات دانشجویی، کم تعداد ولی پر قدرت
  • دوباره وبلاگ
  • یک سال گذشت
  • ما بیشماریم؟!
  • بر می گردم
  • یک ترم گذشت!!!!!!!!
  • آبان لعنتی
  • خانواده و فعالیت سیاسی و دانشجویی
  • قدردانی از اپوزوسیون
  • کرامت ارباب رجوع چه شد؟
  • من سبز اللهی هستم
  • سیاست و دیانت
  • خسته ام
  • لعنت به کسالت تابستان
  • جام جهانی هم تمام شد
  • اطلاعیه
  • جام جهانی و جنبش سبز
  • عشق و دانشگاه
  • 1 سال با بلاگ ستان
  • اصلاحیه پست قبل(ادب مرد به ز دولت اوست)
  • اعتکاف و هتک حرمت مجلس و ...
  • برم تهران
  • رباتیک
  • نگذارین مرجع زنی باب بشه
  • 22 خرداد، من و راه سبز امید
  • روبرو می دونی چی کار می کنی؟(در راستای شعار علیه سید حسن خمینی)
  • مرسی میرحسین
  • نه تنها هم غزه و لبنان بلکه هم همه مظلومان جهان در عین حال جانم فدای ایران
  • 100 پست با بلاگستان
کلمات کلیدی مطالب
  • در باره ی خودم (٤٦)
  • سیاسی (٤٥)
  • دانشگاه (٢٠)
  • وبلاگ (٥)
  • فرهنگی (٥)
  • مجله (٢)
  • برم تهران (٢)
  • اسباب کشی (٢)
  • 13 آبان (۱)
  • رباتیک (۱)
  • سینما (۱)
  • مذهبی (۱)
  • رسانه (۱)
  • زندان (۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • شهریور ٩٠
  • فروردین ٩٠
  • آذر ۸٩
  • شهریور ۸٩
  • امرداد ۸٩
  • تیر ۸٩
  • خرداد ۸٩
  • اردیبهشت ۸٩
  • فروردین ۸٩
  • اسفند ۸۸
  • بهمن ۸۸
  • دی ۸۸
  • آذر ۸۸
  • آبان ۸۸
دوستان من
  • تابناک
  • کلمه
  • سرداب
  • آلاچیق
  • من و تو
  • اقاي نبوي
  • قلم شکسته
  • اندیشه ممنوع
  • پرواز انديشه ها
  • وبلاگ سيد صالح خشوعی
  • مجله مستقل دانشجويي باران
  • اقا معين(در راستاي زنده باد مخالف من)
  • پی دی اف مطالب وبلاگم در بلاگفا است
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



خاطرات یک جوجه اصلاحاتی
وبلاگي عضو راه سبز اميد
مینیمال؛ آفت یا مزیت
نویسنده: سید علی - چهارشنبه ۳٠ شهریور ۱۳٩٠

با رونق گرفتن فیس بوک و توئتر در جامعه مجازی ایران، پدیده ای شروع به رشد کرد که تا پیش از این بیشتر در ادبیات فارسی یک شوخی تلقی می شد ولی پس از این، یکی از رایج ترین نوع ادبیات شد. همیشه این ادعا می شد که فقط در فیس بوک و توئیتر ما اینگونه می نویسیم و در مابقی مکان ها بحث طولانی همچنان رایج است. حوصله ی توضیح روند کلی تغییر نوع ادبیات بلاگر ها رو ندارم و حتی تغییر سلیقه خوانندگان را.

ولی نکته مهم این است که امروز بیشترین تولید محتوا در حوزه ی مینیمال است و بیشتر از هر چیزی خوانده می شد. چنان که حتی بعضی مانند آق بهمن بیانیه های میرحسین موسوی را در قالب 4-5 مینمال در می آوردند. این یک مزیت دارد و آن هم پالایش زبان فارسی از سخنان اضافی و رک تر شدن زبان مردم است ولی به به واقع هر چیزی را نمی توان مینیمال کرد و این مشکل اساسی نسل جدید خواهد بود. نسلی که حوصله خواندن یک سخنرانی، یک مقاله، یک کتاب را ندارد و به دنبال نتیجه نهایی است. فلانی چی چی گفته؟ ته حرف سروش چیه؟ و  از این دست سوالات است و این باعث هر چه سطحی تر شدن نسل سایبری خواهد بود.

و البته مشکل بزرگتری که هست، اتکای این نسل به افراد محدودی است که حوصله خواندن دارند و مینمال می نویسند. و این فاجعه ای است حتی خطرناک تر از انحصار رسانه ای.

نظرات ()



نشریات دانشجویی، کم تعداد ولی پر قدرت
نویسنده: سید علی - سه‌شنبه ٢٩ شهریور ۱۳٩٠

این مطلب جهت نشریه توسکا نوشته شده است

پس از سال 84 و با حضور دولت مردان اصولگرا در خیابان پاستور، نوع برخورد با جنبش دانشجویی تفاوتی اساسی کرد. انجمن های اسلامی و دیگر تشکل های اصلاح طلب یکی یکی تعطیل شدند. اتفاقی که باعث مهاجرت جنبش دانشجویی به سمت نشریات شد. در این سال ها، ما شاهد نشریات متنوع و در کیفیت بالا بودیم. نشریاتی که آفت بولتن خبری تشکل را هم نداشتند. وقتی به کارنامه 6 ساله نشریات دانشجویی نگاهی می اندازیم، می توان به اثر گذاری و قدرت آنها پی برد. چرا که آخرین تریبون باقی مانده جنبش دانشجویی بوده و هست که از این طریق می توان صدای خود را به گوش جامعه و دیگر دانشجویان برسانند و البته بتوانند متشکل باقی بمانند.

این روند در دانشگاه اصفهان نیز به همین شکل است. ما در این جا به چند سال اخیر و نشریات شاخص و تاثیر گذار تا به امروز را معرفی می کنیم و البته لازم به ذکر است این فقط قسمت اندکی از نشریات منتقد است و همین جا از تمام نشریات تاثیر گذار که اسمی ازشان برده نمی شود عذر خواهی می کنیم

دوران آرامش و کار فرهنگی

سال 86 را شاید بتوان سال "بابا آب داد" دانست. نشریه ای که بسیار بیشتر از یک نشریه بود و فعالیت های گسترده ی فرهنگی و هنری داشت. این نشریه را نمی توان به عنوان یک نشریه کاملا منتقد دانست ولی اعضای آن بیشتر سلایق اصلاح طلبانه داشتند ولی در ضمن در هیئت تحریریه آن دانشجویان اصولگرا نیز می توان دید. این نشریه به مدیر مسئولی هادی قربانی تا آخر سال تحصیلی 86-87 به چاپ می رسد و در همان سال به علت اعتراض به واگذاری دفتر این نشریه به بسیج از ادامه کار صرف نظر می کنند.

یک انتخابات و 10 ها نشریه

با گرم شدن تنور انتخابات، نشریاتی مختلفی به وجود آمدند. از نشریات تاثیر گذار آن دوران می توان به بی خوابی، افتاب فردا، باران، نشریه های ستاد اقایان کروبی و موسوی، نشریه ستاد 88، نشریه اوج   اشاره کرد. البته در همان زمان نشریات دیگری نیز بودند ولی بخاطر حجم بالای این نشریات نمی توان به معرفی همه این نشریات پرداخت.. در اینجا به 3 نشریه ای بی خوابی، افتاب فردا و باران می پردازیم که ادامه دار بودند و تا کنون در جریانات دانشجویی نقش داشته اند

نشریه بی خوابی که به عنوان نشریه ستاد میرحسین موسوی در دانشگاه اصفهان به حساب می امد،  در 7 شماره به مدیر مسئولی عاطفه صفری به چاپ رسید. این نشریه پیش از انتخابت توقیف شد که البته هرگز به دیگر به چاپ نرسید. در ادامه اعضای این نشریه با نشریه مشق اخبار ستاد را به اطلاع دانشجویان می رساندند.

نشریه دیگر آفتاب فردا است که در دوران انتخابات به چاپ رسید . نشریه ای که در چند دانشگاه توزیع می شد و البته با تیراژی فراوان. این نشریه یک تفاوت اساسی با دیگر نشریات  انتخاباتی داشت و آن هم حجم زیاد مطالب و عمیق بودن مطالب بود. و البته بخاطر همین حج مطالب، تنها 2 شماره چاپ شد ولی در کیفیت نشریات بعدی دانشجویی تاثیر فراوانی گذاشت.

نشریه باران را می توان نشریه اصلاح طلبان دانشکده فنی نامید. نشریه ای که تنها یک شماره قبل از انتخابات به چاپ رساند و تنها نشریه باقی مانده از آن دوران است که راه خود را در تمام این 2 سال با سختی باز کرده است. در مورد این نشریه در آدامه به صورت مفصل تر بحث می شود.

دیگر نشریات آن دوران یا همان زمان توقیف شد و یا خود افراد دیگر تمایلی به ادامه فعالیت نداشته اند.

سال 88-89؛ سال سازماندهی مجدد

در این سال تحصیلی 2 نشریه بیش از همه فعال بودند. اول نشریه روشنا که از همکاری مشترک تحریریه های بی خوابی و آفتاب فردا تشکیل شده بود و دیگری نشریه باران بود

نشریه روشنا در 3 دانشگاه علم صنعت، اصفهان و صنعتی اصفهان به چاپ می رسید. این نشریه در این سال تحصیلی 4 شماره به چاپ رساند که از نظر گرافیکی و محتوایی در سطح بالایی قرار داشت که از طیف گسترده ای از دانشجویان در نشریه خود استفاده می کرد. این نشریه در دانشگاه اصفهان به مدیر مسئولی مهرداد فرزونده بود.

نشریه دیگر یعنی باران در این سال تنها 3 شماره دیگر به چاپ رساند. این نشریه دارای 3 بخش مذهبی، سیاسی و فرهنگی بود که تفاوت مهمش نسبت به دیگر نشریات دانشجویی، توجه به مذهب و ارائه نگاهی رحمانی از دین اسلام بود. این نشریه که در ابتدای کار از دانشجویان فنی تشکیل شده بود، پس از مدتی از دیگر رشته ها دانشگاهی نویسندگانی داشت.

نکته مهم و تاثیر گذار این سال تحصیلی، چاپ 2 ویژه نامه جهت اطلاع رسانی درخواست گروهی از دانشجویان جهت یک تشکل منتقد بود. این 2 شماره که اولی با نشریه روشنا بود که به محکومیت 6 ماهه مدیر مسئول این نشریه انجامید و دیگری با نشریه مشق بود. این 2 نشریه باعث تغییر فضا و البته جمع شدن بیش از پیش دانشجویان منتقد شد که در سال بعد باعث اتفاقات مثبت نشریاتی بود.

سال 89-90 بازگشتی قوی تر از همیشه

در این سال که البته بیشتر نشریات منتقد به سمت نشریاتی در قالب روزنامه ای بودند و در این سال کمیته ناظر بر نشریات بیشتر از همیشه بر نشریات منتقد فشار آورد ولی باز هم اتفاقاتی بزرگ در حوزه نشریات افتاد

این سال با 2 ویژه نامه جدید الورود ها شروع شد. که توسط نشریه باران و مشق به چاپ رسید. که البته هر 2 نشریه با احکام سنگینی روبرو شدند. نشریه باران بخاطر این ویژه نامه 8 ماه توقیف شد و نشریه مشق نیز بخاطر این ویژه نامه بدون حکم تاکنون حق انتشار نداشته است.اتفاقی که باعث سکوت رسانه ای منتقدین برای مدت مدید شد چرا که تقریبا تمام نشریاتشان یا با توقیف روبرو شده بود، یا با محکومیت مدیر مسئول و یا توقفی غیر قانونی.

در ادامه سال نشریه ای تماما صنفی تکاپو به چاپ رسید. نشریه ای تک صفحه ای که به اخبار صنفی دانشگاه اصفهان می پرداخت. مسائلی از غذای سلف تا مسائلی مانند فضای سیاسی دانشگاه. این نشریه در 6 شماره به چاپ رسید و مدیران مسئول متنوعی داشت. البته این نشریه نیز با مشکلاتی همراه بود که بزرگترین مشکلش بحث مالی و عدم همراهی دانشگاه بود.

نشریه دیگر نشریه افرا که پس از یک شماره به توسکا تغییر نام داد. این گروه نشریاتی برای مجوز گرفتن و سپس ادامه کار بسیار دچار مشکل شدند و حتی در نام خود شاهد سلیقه ای برخورد کردن کمیته ناظر بودند و البته در ادامه کار بیش از پیش تیغ کمیته ناظر بر نشریات بر این نشریه سنگینی کرد. و واقعا قابل تفدیر است که با تمام این مشکلات باز هم به چاپ نشریه پرداخته اند. این نشریه در نوع خود بخاطر یک نگاه فرهنگی سیاسی متنوع و البته تمام رنگی مورد استقبال دانشجویان قرار گرفت. البته نشریه خوب نشریه ای است که خودش خود را معرفی کند. برای شناخت توسکا بقیه مطالب رو بخوانید.

نشریه دیگری که می توان گفت به آن اشاره کرد نشریه مجنون است که بخاطر چاپ نشریه ای درباره عبدالکریم سروش و چاپ مطالبی در این رابطه از انتشار باز ماند. البته اخبار دقیق این نشریه چندان در اطلاع نیست.

البته پس از عید، نشریه روشنا، 2 نشریه تک پرگی سیاسی تحلیلی به چاپ رساند و در ضمن تنها نشریه مجله ای امسال را نیز به چاپ رساند که مورد استقبال دانشجویان قرار گرفت

در کنار این نشریات، باران بعد از 8 ماه توقیف توانست آخرین شماره خود را به چاپ برساند.

در کنار این نشریات می توان به نشریه جارچی و کبریت نیز اشاره کرد. هر 2 این نشریات در اندازه کوچک  محدود به چاپ می رسیدند ولی بخاطر سبک متفاوت مطالب و البته صراحت بیشتر در مطالب با اقبال بیشتر دانشجویان مواجه شدند.

در استانه سال جدید، نشریات منتقد آماده همکاری با دانشجویان جدیدالورود و دیگر دانشجویان هستند تا این راه چند ساله ادامه دار باشد.

نظرات ()



دوباره وبلاگ
نویسنده: سید علی - سه‌شنبه ٢٩ شهریور ۱۳٩٠

امروز دوباره به این وبلاگمان سر زدیم. از شما چه پنهان چند باری براش مطلب نوشتم ولی خب احساس می کنم خیلی ضعیفم. به هر حال الان هم که اومدم راستش ورد م کار نمی کرد و از این محیط به عنوان یک محل برای تایپ استفاده می کنم
در هر صورت شاید بازهم این وبلاگ سر پا شود. خدا داند 

نظرات ()



یک سال گذشت
نویسنده: سید علی - سه‌شنبه ٢۳ فروردین ۱۳٩٠

یک سال هم گذشت. سال عجیبی بود. روز تولدم با قهرمانی بچه ها توی ایران اوپن بود. تهران. یه مدت بود از همه چیز کناره گیری کرده بودم. ارتباطم رو با همه قطع کرده بودم. عرفان-سعید-امیر بودند هنوز. تولد جمع و جور. حتی فیس بوک هم نبودم. ولی یهو همه چیز ریخت به هم...

صالح زنگ زد برای تشکل. من که با خاطرات 13 آبان و 22 بهمن از سیاست بریده بودم، گفتم آره. همه چیز عوض شد. رفتم و باقی ماندم. روشنا و مشق منتشر کردیم. بوقی از همون جا موند روم. دور و برم شلوغ شد. انتقالی تهرانم جور نشد(به لطف اقای احمدی نژاد و سخن حکیمانه ایشان در رابطه با شلوغی تهران). فهمیدم دوستانم چه گوهر هایی هستند. دوباره با حامد رفیق شدم....

تابستون کسل کننده با جلسات خوب محسن. جدایی قطعی من از مدرسه. تیم مدرسه رفت سنگاپور و من ماندم. هیچ کس نفهمید چرا ولی خودم می دونم. نمی خواستم باز هم در مردسه باقی بمانم...

پاییز فصل محرم بود. اصفهان زیبا و گرفتن کانون. فصل سختی که خیلی تجربه کسب کردم.

زمستان هم کانون.

الان دوباره تولدم شد. دوباره با رتبه ی دوم و سوم بچه ها در ایران اوپن متولد شد. ولی امسال یه تفاوت می کرنه. دوستان خیلی خوبی کنارم هستند.

شاید امسال سال بهتری باشه.

 

 

پی نوشت: خیلی مطلب جلفی بود. ولی خوب خیلی از مطالب رو نمی توانم روی وبلاگ بگذارم. به امید روزی که بشود فایل اصلی رو منتشر کنم

نظرات ()



ما بیشماریم؟!
نویسنده: سید علی - دوشنبه ۸ فروردین ۱۳٩٠

این مدت 1 ماه باعث یک سری تغییراتی در ذهنیت من در رابطه با شعار ما بی شماریم شد. از یک طرف 3شنبه های اعتراضی بود و از طرف دیگر دید و بازدید عید. هر 2 در این تغییر نگاه تاثیر داشتند.

آیا ما بی شماریم؟ جواب هم آره است و هم نه. بستگی دارد این ما دقیقا اشاره به چه گروهی دارد. اگر منظور از ما منتقد و مخالف روند حکومتی جاری است، شک نکنید ما بیشماریم و حتی بیشمار تر هم شدیم. هر جایی که می روی، تاکسی، رستوران، مغازه، مهمانی فامیلی و ... کسی هست که مخالف باشد. غر بزند. بگوید گندش رو در آوردند. شاید بگویید در محیط شهری هستم و بالاشهر و ... ولی این نگاه رو حتی درون روستا هم می توان دید. عطف به اتفاقات چند روز پیش اصفهان و اعتراض کشاورزان به قیمت برق که با خشونت مواجه شد...

25 خرداد 88

نمایی از جمعیت میلیونی 25 خرداد

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ولی ما کم شماریم. این ما یعنی افرادی که داریم مبارزه می کنیم. زندگی ما سیاسی است. هر روز با سیاست از خواب بیدار می شویم و شب هم با رویاهای زیبای سیاسی به خواب می رویم. افرادی که هر تظاهرات را شرکت می کنند. افرادی که حداقل وقتی قرار است تظاهراتی رخ دهد به آن فکر می کنند و شرایط خودش را می سنجه که آیا می تواند برود یا نه؟. افرادی که خود را ملزم می کنند که از اخبار روز آگاهی داشته باشند. حتی افرادی که حاظرند برای افکارشون از چند ساعت خنده بگذرند(در راستای تحریم اخراجی های 3). این افراد که به نوعی من هم عضوشان هستم، بسیار کم هستند. معیار من بسیار باز بود ولی باز هم کم هستیم. اونقدر کم که 4شنبه سوری که به خودی خود پتانسیل سیاسی شدن را دارد را هم نتوانستیم سیاسی و سبز کنیم. نتوانستیم مانند اوایل چند هفته مداوم در خیابان ها باشیم و بعد از 2-3 تجمع کم آوردیم. با خودمون رودروایستی نداشته باشیم. ما کم شماریم!!!. تازه تعدادی از ما هم در خارج از کشور، حوضه نفوذشان بسیار کم هست.

تجمع ایرانیان مقیم لندن

تجمع ایرانیان مقیم لندن

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نمی دانم چرا ما اصرار داریم کم شمار شوید. اونقدر کم شمار که حتی آقایان مهاجرانی و کدیور هم عضو ما نباشند. نمی شود یکسری از مردم زندگی کنند و یکسری دیگر فقط مبارزه. باید در زندگی کرد ولی زندگی سبز.

وقتی اسم امسال را گذاشتند سال آگاهی تا رهایی خوشحال شدم. چون انگار میرحسین تکثیر شده. عقلانیتش هم تکثیر شده. آگاهی باعث و بانی بیشماری ماست. رویش مجدد ماست. وقتی همه منتقدین و مخالفین آگاه شوند و به سمت ما کشیده شوند، بقیه اش خود به خود انجام می شود.

امسال، سال آگاهی تا رهایی است. به اعتقاد من آگاهی اش بر عهده ماست، رهایی اش خود به خود می آید...

نظرات ()



بر می گردم
نویسنده: سید علی - شنبه ٦ فروردین ۱۳٩٠

می دونم 3 ماه از آخرین برای که آپ کردم می گذرد و خوب دیگه خواننده ای برام باقی نمانده که بخواند ولی به اصرار یه دوست خوب دوباره آپ کردم. با عرض معذرت به وبلاگ عزیزم(خواننده ای ندارم که معذرت بخوام ازشزبان)

3 ماه که نبودم جالب بود... معدلم خوب شد... 16(هوووی فحش ندید) شر رباتیک تا حدودی رفع شد(البته هنوز درگیر هستم ولی خوب امید علیزاده بدبخت رو خر کردم جای من وایسه)... درس هم که نمی خوانیم... حال کار هم ندارم... هر کاری تو کانون به من می سپارند 2 در می کنم(بیشعورم دیگه)... یه مقدار زندگیم امنیتی شد(اصی یه وعضی)... همین دیگه

الان هم عیدیه دریغ از یک کار مفید که انجام داده باشم...

کلا آپ نمی کردم سنگین تر بود. نه؟

نظرات ()



یک ترم گذشت!!!!!!!!
نویسنده: سید علی - دوشنبه ٢٩ آذر ۱۳۸٩

ترم ٣ هم داره تموم می شه . ترم خیلی بدی بود. پر از استرس و خستگی و دعوا بود. البته تا حدودی خوب بود. محرم و دانشگاه با هم دهن من رو سرویس کردند. باران بسته شد. روشنا تا حدودی تعلیق شد. من رد صلاحیت شدم و از تمام فعالیت های فوق برنامه محروم شدم. توی مسوولین دانشگاه شناخته شدم و در مواردی چند کارم بیخ پیدا کرده. در هر صورت الان دیگه فقط درس می خوانم. البته دروغ بزرگیه. چون کانون راه امید تازه مجوز گرفته و من هم درگیرش می شوم. از اون طرف رباتیک مدرسه هم هست. ولی نمی خوام این ترم را با یک مشروطی به پایان برم.

دعا کنید برام...

 

یا علی مدد

نظرات ()



آبان لعنتی
نویسنده: سید علی - سه‌شنبه ٢ آذر ۱۳۸٩

همیشه تو نظر من این بوده که وبلاگ محلی برای گفتن عقاید است، حتی اگر احساسی باشد... شاید برای همین باشد که این مدت هیچ چیزی اینجا ننوشتم...

شدم مینیمال... کلی جان می کنم و مطلب می نویسم، می شود ٣٠٠ کلمه.

کلماتمان شده مینمال

نگاهمان شده  لنز دوربین مبایل

زبانمان شده صفحه کلید لپ تاپ

دلیل این پست فقط خواندن دوباره ی کامنت های اعلام همکاری در باران بود...

 

نظرات ()



مطالب قدیمی تر »