کمی راحت شدم. از یک طرف رباتیک کارش سبک شد. از اون طرف مقاله را به صالح دادم و از اون طرفتر دانشگاه هم یه پروژه را تحویل دادیم رفت که استاد رو اعصاب آخر ترم نرود. مشکل حادم هم حل شد.

راستش من سر قضایای محرم پارسال و امسال از صالح دلخور بودم. می گفتم که داره بی خودی مته به خشخاش می گذارد و نامردی می کند که آقای طاهری را سر کار می گذارد. ولی به هر حال سر این مجله فکرم عوض شد. دمش گرم. خیلی با راه آمد. البته در همین جا قول می دهم که دیگه بد قولی نکنم.

این ایمیل هم بلای جان شده. نمیره تو، نمی فرسد و... . خب بابا ایمیل فقط که برای راهپیمایی نیست که. آدم کار دیگه هم می کنه.

نامه ی علی مطهری به موسوی به من حال داد. بسیار با آدب و واقع بین بود. دستش درد نکنه. اگر یه روز کاندید بشه برای من سخت می شه. چون بین اصلاح طلب و علی مطهری سخت خواهد شد(البته بستگی به کاندید اصلاح طلب دارد). خدا پدر احمدی نژاد را بیامرزد. باعث شد که ما چند تا آدم حسابی تو اصول گرا ها بشناسیم(البته احمدی نژاد باعث شد که بفهمیم آدم چقدر می تواند مزخرف باشه و ادم قدر امثال لاریجانی و... را بشناسیم. البته علی مطهری را من بیشتر قبول دارم)