خانواده و فعالیت سیاسی و دانشجویی

اگر هر کدامتان که تا به امروز دست به فعالیتی سیاسی زده باشید، حتمن تذکری از سوی خانواده خود دریافت کرده اید. حتا اگر خانواده شما خود در جوانی همین کارها را می کرده اند و خود تا چند قدمی شهادت و یا اعدام پیشرفت کرده بودند.

نمی دانم. شاید ما جوانیم و پر شور و شر. شاید از محبت مدری و پدری چیزی نمی فهمیم. ولی ما بزرگ شده ی اون ها هستیم. من خودم به شخصه با روضه ی اباعبدالله بزرگ شدم. با خطرات انقلاب پدرم بزرگ شدم. از خاطرات تظاهرات های مادرم. از جبهه و جنگ دایی ها. با دادگاه دایی.  می گویند نباید کاری بکنی که خطرناک باشه. می گوینم ما هر سال روز عاشورا درس مردونگی یاد می گرفتیم. یاد می گرفتیم دستت رو هم که بریدند با دندون مشک رو بیاری. یاد می گرفتیم که توی بی دادگاه ها خودت رو نبازی و چون امام سجاد خطبه بخوانی و ظلم را رسوا کنی. من اینگونه بزرگ شدم. نمی توانم ساکت و بی کار باشم. نمی توانم آروم برم دانشگاه و برگردم. می گویم خوب برو کار فرهنگی بکن. می گویم راضیم نمی کنه. می خوام نزدیک بشم به ریشه ها. می گویند برو کار علمی کن. برو کار اقتصادی بکن. می گویم با این دولت چه اقتصادی؟ با این وزیر علوم چه علمی؟

نمی گویم که من چه فرقی با سهراب دارم؟ می دونم تحملش رو ندارند. نمی گویم اگر سهراب زنده بود الان همسن من بود. الان باید دنبال انتخاب واحد باشد. نمی گم چه فرقی با روح الامینی دارم؟ البته فرق دارم. به قول ما مذهبی ها. شهادت لیاقت می خواهد که ما نداشتیم. جرئت می خواد که ما نداریم. چی فرقی داریم با حاج داوود کریمی داریم که با جانبازی و شیمیایی بودن، یکسال در زندان بود برای حمایت از مرجعش و اخر همین جا به آرزوی شهادتش می رسه.

دلم می خواهد خانواده ام پشتم باشند. دلم می خواد وقتی کم آوردم بیام پیش بابام. دلم می خواد وقتی بغض گلوم رو پر کرد برم پیش مادرم زار بزنم.

-----------------------------------------------------

پی نوشت اول: این کلیپ رو ببینید. شاید بفهمیم که چرا خانواده هایمان حق دارند به ما بگوییند بشین سر جات. ببینید.

خدایا.............

چقدر سخته بغض یه مرد. چه قدر سخته بغض پدر محمد کامرانی.

چه 2 راهی سختیه. جواب خانواده ام؟

یا جواب این شهدا رو؟

------------------------------------------------------

پی نوشتدوم: نمی دونم چرا اینقدر تلخم امشب. شب عیده بزرگیستو من اینقدر غمناک. عیدتون مبارک

اگر تو متنم ناتعادلی می بینید بگذارید به حساب شرایط روحی من.

یا علی مدد

/ 8 نظر / 6 بازدید
عرفان

واسه همه پیش میاد علی .. امیدوارم بتونید به یه نتیجه ی خوب برسید با خانواده .. واقعا دو راهی سختیه ! خانواده ؟ عدالت و خون رفته ؟ ..

زشیر شتر خوردن و سوسمار عرب را رسیده است کاری به جای دیهیم پادشاهی کند آرزو تفو بر تو ای چرخ گردون تفو اگر همه ما خودمان را جای سهرابها و نداها بگذاریم و خانواده هایمان همین کار را بکنند یک قدم بسوی از پای درآوردن ضحاک زمان برداشته ایم

پرواز اندیشه ها

اگه خیلی شرایط رو سیاه ببینیم دیگه نمیشه معنی زندگی رو فهمید. یه کم خوشبینانه تر به مسائل کشور نگاه کنیم بهتر نیست ؟![چشمک] من اپیدم. خوشحال میشم تشریف بیاری. [گل]

هیچکس

سلام علی عزیز هیچ چیزی از آنها ما کم نداریم برای رهای از ظلم باید عده ای نیز باشند تا این ریشه فاسد را از خاک بیرون بیاورند ما میمانیم تا این ریشه را برای همیشه از خاکمان دور کنیم تا آن زمان تو و امثال ما باید با نوشتهایم تیغهایمان را تیز نمائیم موفق باشی

اوکالیپتوس

عالی. اگه الان متعادلی یه نگاه به نوشتت بنداز تا غلط های تایپیت کمتر بشه[چشمک] سبز باشی.

atefeh

نمیدونم چی بگم، دلم گرفتس از دست همه چی جامعه دختران و زنان دانشجوی ما چقدر از نسرین ستوده میدونند ؟؟؟ ننگ باد بر این دولت ننگ خداوند

علی کلائی

برادر عزیزم! آقا سید علی گل! یکی از مشکلات ما برای فعالیت تو خانواده های ایرانی دقیقا همینه. همین برخوردی که از سوی خانواده هامون میشه. همینه که یه سریمون می برن و می رن خونشون. تو دهه گذشته خیلی ها اینجوری بریدن. خیلی متاهل شدن و بریدن. اما اونایی که موندن مردونه و زنونه موندن و عین شیر وایسادن. باید صبور باشی و مقاوم و با حفظ احترام والدین روی اصل مبارزه با استبدادت که یه حرکت کاملا دینی هم هست بایستی. به امید رهایی همه مردم ایران