امتحان مبانی مدیریت

اولین امتحانی بود که بعدش فکر می کردم خوب دادم

اول امتحان استاد اومد گفت تو رو جدت خوش خط بنویس. گفتم استاد اینکه خوش خطه. گفت پس وای به حال من.

آخر امتحان داشتم فکر می کردم که یه سوال را بنویسم. استاد اومد گفت منتظر امداد غیبی هستی. منم گفتم نه منتظر اشراق هستم(اشراق یه قسمت از فرایند خلاقیت است. منظور من این بود که می خوام دری وری صفحه را پر کنم. دارم فکر می کنم)

که البته جواب یادم اومد و بخیر گذشت.

امروز با یکی از دوستانم که در بلاد کفر است(انگلیس که تازه استعمار پیر- خبیث به نقل از مقام معظم رهبری و هرچی فحش دیگه) حرف زدم. حال داد.

تنیس مون هم که فعلا لاکار رفته اساسی. پروژه روان شناسی گروهی هم خفن گره خورده. 7 روز دیگه باید تحویل بدم.

کلا امتحانات که تموم بشه من یه نفس راحت می کشم.

شیخ هم که این توالتش(وبلاگش که البته خودش می گه توالت عمومی) را نمی بنده.

در کل به قول وبلاگ مملکته داریم؟؛ مملکته داریم؟!؟!؟!

 

پ . ن:

حرف علی مطهری در مورد حسینیان کلا فوق العاده بود. از اون تیکه ها بود که آدم باید تا خونش سینه خیز بره. (البته دنده حسینیان پهن تر از این حرف هاست. تریلی روش دور می زنه)

/ 2 نظر / 4 بازدید

دیکتاتور نابود خواهد شد.... بسیجیه عوضی آدمکش به سزای عملش میرسه به زودی

khashayar

salam.[قهقهه] bebakhshid man aslan farsi in windows e yaboo nemineviseh. age ie kam gooz pich shodi bebakhshid. lmao. to ro jaddet khoshkhat benevis... hahaaaa danesho pas servis kardi. khodet boro vasash bekhoon . eshragh, ta hala nashnideh boodam...vali kheili karde boodam.... inja am ie emtehaan dadam be hamin soorat. :)) are dar belaaade kofr. be manam haal dad. eee? tennisam miri?? bah bah varzeshe maiedaraaaa ishalla emtehaanatam tamoom mishand. aghaie nabavi mikhaand bebandand weblogo?