یک سال گذشت

یک سال هم گذشت. سال عجیبی بود. روز تولدم با قهرمانی بچه ها توی ایران اوپن بود. تهران. یه مدت بود از همه چیز کناره گیری کرده بودم. ارتباطم رو با همه قطع کرده بودم. عرفان-سعید-امیر بودند هنوز. تولد جمع و جور. حتی فیس بوک هم نبودم. ولی یهو همه چیز ریخت به هم...

صالح زنگ زد برای تشکل. من که با خاطرات 13 آبان و 22 بهمن از سیاست بریده بودم، گفتم آره. همه چیز عوض شد. رفتم و باقی ماندم. روشنا و مشق منتشر کردیم. بوقی از همون جا موند روم. دور و برم شلوغ شد. انتقالی تهرانم جور نشد(به لطف اقای احمدی نژاد و سخن حکیمانه ایشان در رابطه با شلوغی تهران). فهمیدم دوستانم چه گوهر هایی هستند. دوباره با حامد رفیق شدم....

تابستون کسل کننده با جلسات خوب محسن. جدایی قطعی من از مدرسه. تیم مدرسه رفت سنگاپور و من ماندم. هیچ کس نفهمید چرا ولی خودم می دونم. نمی خواستم باز هم در مردسه باقی بمانم...

پاییز فصل محرم بود. اصفهان زیبا و گرفتن کانون. فصل سختی که خیلی تجربه کسب کردم.

زمستان هم کانون.

الان دوباره تولدم شد. دوباره با رتبه ی دوم و سوم بچه ها در ایران اوپن متولد شد. ولی امسال یه تفاوت می کرنه. دوستان خیلی خوبی کنارم هستند.

شاید امسال سال بهتری باشه.

 

 

پی نوشت: خیلی مطلب جلفی بود. ولی خوب خیلی از مطالب رو نمی توانم روی وبلاگ بگذارم. به امید روزی که بشود فایل اصلی رو منتشر کنم

/ 5 نظر / 14 بازدید
مریم

تولدت بازم مبارک...امیدوارم امسال سال بهتری باشه و فایل اصلی را هم منتشر کنی:))...یه زندگی نامه ی مختصر و مفید!

taha

az tahe del migam ali jun khak bar saret ye zang bezan karet daram shomarato gom kardam kasy ham shomarato nadare az ashna ha javad bud ke unam nadare

taha

behem sar bezan agha beruzam

taha

montaghed1.blogfa.com

ستاره چاری پور

سید علی ؛ الان از آخرین تاریخ آپیدنت 4 ماهی گذشته ؛ اون فیس بوکو رها کن بیا بنویس دیگه ؛ بنویس ....بنویـــــــــــس [لبخند]